بسیاری از دوستان در مورد گرفتن درآمد PLC و یافتن شغل در زمینه PLC سوال می کنند. البته من خودم را فردی باتجربه نمی دانم. اما به عنوان شخصی که پنج سال در این زمینه کار می کند ، می خواهم به یک مورد در زمینه شروع فعالیت برای یک دوست جدید اشاره کنم. برای کسب درآمد و یافتن شغل مناسب با درآمد بالا ، باید مهارت و آموزش خود را حداقل در یک مارک اثبات کنید. به عبارت دیگر ، شما باید در مورد مارک تجاری صحبت کنید. دوستان عزیز ، لازم است سطح دانش خود را با آموزش عملی و تئوری بالا ببرید. اگر خود را به جای کارفرمای خود قرار دهید ، شخصی را انتخاب خواهید کرد که اطلاعات بیشتری داشته باشد.

بیشتر دوستان و سوال کنندگان در مورد کار PLC و درآمد PLC معتقدند که یادگیری یک برند در سطح پایه می تواند با درآمد یک میلیون دلاری کار خوبی انجام دهد ، که اغلب اشتباه است. من هستم. این دوستان با خواندن برخی PDF ها ، تهیه برخی از کتاب ها و در صورت عدم اعتماد کارفرما به آنها (در مثال شبیه سازی چند مورد در محدوده شبیه سازی) ، به دنبال کار با PLC هستند. من آن پروژه پیش پا افتاده را انجام می دهم). این بدان معناست که شما یک PLCman واقعی نیستید ، مگر اینکه پانلی برای دیدن دستگاه PLC و اتصالات آن داشته باشید و (به صورت دستی) دستگاه اتوماسیون صنعتی را دستکاری کرده باشید. به عنوان مثال ، در فیلم های آموزشی ، ما همیشه دستگاه را با هر دستوری نشان داده ایم. تمام دستورات بزرگ و کوچک با ارائه پروژه بر روی دستگاه آموزش داده شده اند. این نوع آموزش بسیاری از موانع آموزشی را که از لحاظ تئوری فقط در کتابهای سود PLC و PDF موجود است برطرف کرده است. بنابراین ، با خواندن بیش از یک کتاب یا PDF نمی توانید از برنامه نویسی یا برنامه نویسی PLC درآمد کسب کنید. بنابراین ، برای یادگیری و ارتقا سطح دانش خود ، باید یکی از دو کار را انجام دهید:

مزایا و معایب این دو روش:

مزیت روش اول آشنایی با محیط کار ، شناسایی ابزارها و تجهیزات مورد استفاده در پروژه و مهمتر از همه انتقال و استفاده از تجربه استادانی است که سالها در زمینه PLC کار کرده است. این روش مانند همه روش ها دارای اشکالاتی نیز است. بزرگترین اشکال این روش یافتن بهترین استاد برای یادگیری و معرفی خود است. اشکال دوم این روش دسترسی تمام وقت به معلمان و برنامه نویسی عیب یابی است. بیشتر استادان اختصاص به برنامه نویسی و آموزش ندارند ، بنابراین از آموزش تمام وقت خیلی راضی نباشید. بسیار کلاسهای مبتنی بر شواهد ، حتی کلاسهایی که فقط تا یک درجه معتبر هستند. آنها بعد از کلاس به سوالات پاسخ نمی دهند و شما گیج می شوید. این نقص همیشه در دسترس است و در بسته آموزشی وجود ندارد.

اکنون ، به بخشی رسیدیم که در مورد بی طرفی صحبت می کند. می توان گفت که یک PLC واقعی نمی تواند درآمد پایداری در سطح دانش و توانایی کسب کند. این درآمد از کشوری به کشور دیگر متفاوت است. به عنوان مثال ، در ایالات متحده ، کانادا ، کشورهای پیشرفته و غیره بین 50 تا 100 هزار دلار است. بله ، این رقم برای یک مهندس PLCman واقعی ماهانه حدود 400-500 میلیون تومان است. هرچه یک کشور صنعتی صنعتی تر باشد ، این درآمد بیشتر است. در کشورهایی مانند ایران که در سالهای اخیر با رکود روبرو بوده اند ، تقریباً بین 20٪ درآمد کارگران در کشورهای صنعتی یا 20 تا 50 میلیون تومان در نوسان است. البته درآمد آن ماه در آن ماه به زیر صفر رسید ، اما اگر کل سال را جمع کنید و بر 12 تقسیم کنید ، PLCman می تواند 20 تا 50 میلیون تن درآمد کسب کند.

بنابراین ، حداقل برای مارک ها ، دانش خود را ارتقا دهید و در این زمینه آموزش ببینید. من پنج سال پیش یادگیری مارک های متوسط ​​را در دانشگاه شروع کردم ، اما اکنون بیش از 10 مارک را یاد گرفته ام. این مارک ها آنقدر آسان شده اند که من در یکی دو سال اخیر به آنها آموزش داده و فیلم های آموزشی را تهیه و ویرایش کرده ام. من به تمام برنده هایی که یاد گرفتم مراجعه کردم.

شما باید در موقعیت کارفرما باشید تا ببینید آیا مزایای استخدام واقعاً وجود دارد یا خیر. بسیاری از مدیران عامل حتی قراردادهایی را امضا می کنند که یکدیگر را استخدام نمی کنند. هر زمان که به عنوان پیمانکار وارد یک کارخانه شوید ، از شما در مورد کارخانه ای با همان کلاس سوال می شود. بنابراین ، قبل از شروع یک پروژه صنعتی در کارخانه خود ، ابتدا اطلاعات قابل قبولی را کسب کنید.

دیدگاه بگذارید